احد مطبوعی | شهرآرانیوز؛ در روزگاری که تاریخ برای بسیاری از نوجوانان به چند صفحه کتاب درسی و چند تاریخ حفظ کردنی تقلیل یافته است، تئاتر میتواند روایتهای آن را دوباره زنده کند؛ نه به عنوان گذشتهای دور، بلکه به مثابه ریشه اکنون. نمایش «پرونده ۲۰۲۶» دقیقا در همین نقطه ایستاده است؛ جایی میان بازخوانی وقایع مستند تاریخی و پرسش از نسبت آن وقایع با زندگی امروز.
این اثر تلاش میکند نشان دهد آنچه امروز در جامعه دیده میشود، امتداد روندهایی است که سالها پیش آغاز شدهاند. گفتوگو با جواد رحیم زاده، کارگردان نمایش، و وحید ممیزی، بازیگر نقش «مستر وست»، از دغدغهای مشترک حکایت دارد: تبدیل تاریخ به ابزار تحلیل، نه صرفا روایت.
جواد رحیم زاده که سالها در حوزه کودک و نوجوان فعالیت کرده است، درباره دغدغه اصلی این اثر میگوید: کسانی در دنیا موفق ترند که با پیشینیان و تاریخشان آشنا باشند. اگر تاریخ را ندانیم، خیلی از اتفاقات امروز و آثار مثبت یا مخرب آن را نمیفهمیم.
به گفته او، نوجوان امروز در معرض حجم گستردهای از اطلاعات قرار دارد، اما بدون درک ریشههای تاریخی، امکان تحلیل دقیق برایش فراهم نمیشود. از همین رو، این نمایش تلاش کرده است بخشی از تاریخ جهان، به ویژه در نسبت با جایگاه زن، را در قالب روایت نمایشی بازخوانی کند تا مخاطب جوان بتواند میان گذشته و اکنون پیوند برقرار کند.
رحیم زاده تأکید میکند که هدف صرفا انتقال داده تاریخی نبوده، بلکه ایجاد قدرت تحلیل در نوجوانان مدنظر قرار داشته است: «می خواستیم بچهها بدانند آنچه امروز میبینند، بی سابقه نیست. در دورههای مختلف تاریخی، اتفاقاتی برای دخترها و زنها افتاده است که شناخت آنها میتواند نگاه امروز را عمیقتر کند.»

متن نمایش بر پایه وقایع تاریخی مستند نوشته شده، اما برای آنکه در قالب تئاتر جان بگیرد، از عناصر تخیل نیز بهره برده است. کارگردان در این باره توضیح میدهد: اگر فقط مستند روایت کنیم، کار تبدیل به گزارش میشود. در تئاتر باید تخیل هم وارد شود تا اثر شکل دراماتیک پیدا کند.
به همین دلیل، «پرونده ۲۰۲۶» میان گذشته و حال حرکت میکند و با جابه جایی زمان و مکان، ساختاری چندلایه میسازد که مخاطب را درگیر مقایسه و تأمل میکند. این ترکیب، اثر را از روایت خطی تاریخی فاصله داده و آن را به یک بازخوانی تحلیلی تبدیل کرده است.
رحیم زاده اعتقاد دارد هنرمند موظف است مسئله را شفاف طرح کند، اما نباید نتیجه گیری را به مخاطب تحمیل کند. او میگوید: هنرمند یک پرانتز باز میکند و میگوید این را دقیقتر ببین. قرار نیست راه حل قطعی بدهد. به باور او، اثر هنری زمانی موفق است که ذهن مخاطب را فعال کند و او را به اندیشیدن وادارد. «پرونده ۲۰۲۶» نیز در همین چارچوب حرکت میکند و بیش از آنکه شعاری باشد، در پی برانگیختن پرسش است.

یکی از نقاط کانونی اجرا، شخصیت «مستر وست» است؛ شخصیتی که وحید ممیزی آن را «نماینده یک جریان تاریخی» توصیف میکند. به گفته او، این شخصیت صرفا یک فرد مشخص در یک مقطع زمانی نیست، بلکه نماینده قشر سرمایه و صنعت در دورههای مختلف است؛ جریانی که «در هر عصر، با چهرهای تازه، اما با ماهیتی ثابت ظاهر میشود».
ممیزی توضیح میدهد: چالش کار این بود که در عین حال که یک شخصیت را بازی میکردم، باید چند تجلی از همان شخصیت را در زمانها و جغرافیاهای مختلف نشان میدادم. یعنی هم زمان یک نقش بودم و چند نقش.
به باور او، تفاوت این تجربه با بازی چند نقش مجزا در این است که اینجا خط شخصیتی باید حفظ شود؛ تماشاگر باید بفهمد با یک جریان واحد روبه روست، حتی اگر ظاهر و لحن تغییر کرده باشد.
این چندلایگی، اجرای نقش را به تجربهای پیچیده تبدیل کرده است. ممیزی میگوید: کار سخت این بود که هم ثبات شخصیت را نگه دارم و هم تغییرات تاریخی اش را نشان بدهم. اگر زیاد تغییر میدادم، هویت واحد از بین میرفت و اگر تغییر نمیدادم، زمان و جغرافیا باورپذیر نمیشد.
به همین دلیل، بازی او مبتنی بر کنترل دقیق بدن، لحن و ریتم بوده است؛ تغییراتی که ظریفاند، اما درمجموع تصویری از تداوم یک ساختار سلطه را شکل میدهند.
او همچنین به بار روانی نقش اشاره میکند و بر این نظر است: شخصیت «مستر وست» نماد بهره کشی و سوءاستفاده از قشر ضعیفتر است و همین موضوع باعث میشود بازیگر ناچار باشد وارد ذهنیتی شود که با باور شخصی اش فاصله دارد. او در این باره میگوید: باید به درون شخصیتی میرفتم که خودم از او بدم میآید. این تضاد، کار را سختتر میکند.
به گفته ممیزی، صحنه مرگ دختران دشوارترین لحظه اجراست؛ جایی که تراژدی نمایش به اوج میرسد. او میگوید: آن لحظه واقعا سنگین است. باید نقش کسی را بازی کنم که در شکل گیری آن فضا سهم دارد و این از نظر روانی فشار میآورد. همین فشار، به باور او، بخشی از مسئولیت بازیگر در قبال نقشهای نمادین است؛ نقشهایی که فقط بازنمایی یک فرد نیستند، بلکه تصویر یک ساختار تاریخیاند.
رحیم زاده در پایان بر ضرورت حمایت از تولیدات نوجوان محور تأکید میکند و معتقد است اگر چنین آثاری جدی گرفته شوند، میتوان از سنین پایینتر نیز تربیت فرهنگی و تحلیلی را آغاز کرد. به باور او، خانوادهها باید بتوانند با اطمینان فرزندان خود را به دیدن آثاری بفرستند که علاوه بر جذابیت نمایشی، محتوای اندیشه محور نیز دارند.
«پرونده ۲۰۲۶» که با همت اندیشکده راهبری سعداء و مرکز سواد رسانه آفرینش تولید شده، تلاشی است برای آنکه تاریخ به جای آنکه در گذشته بماند، به مسئلهای زنده در ذهن نوجوان امروز تبدیل شود؛ پرسشی که از دل صحنه آغاز میشود و قرار است در ذهن مخاطب ادامه پیدا کند.